ايران زمين و تمام كساني كه وجدانشان هنوز در پس سگدوهاي شبانه روزي براي لقمه ناني كه
اين روزها بوي خون ميدهد به خواب نرفته است
ايكاش اشكهايم آنقدر بود كه خون تورا پاسخ دهد
ايكاش ميديدند كه آنكه كشتند
ناموس وطن بود
ايكاش تمام اينها كابوسي شبانه بود
كه با جرعه آبي التيام ميافت
اما چه كنم كه ديديم
و ديدند كه پدري بود و خدايي نبود
خدايي آنگونه كه برايمان تعريف كردند
و امام زمانش را به سخره گرفتند
جمعه كساني براي كلمه اي گريستند
كه بوي تعفن ريا حال مليونها را بهم زد
و شنبه هركه ديد گريست
بي ريا
خالص خالص همچون خون تو
و نفرت همچون آتشي بر جانم
و خشم
فشارش دندانهايم را باهم آشتي داده
كاش اشكهايمان غم خانواده ات را ميشست
و ايران همچون هزاران سال قبل و هزاران سال بعد
خون آزاده اي در دامن گرفت
وچه خوني
مثل سهراب در آغوش پدر
ولي پدر نكشت
سكوت و بي تفاوتي هزاران همچون من ندايي ازين خاك جدا كرد


