در گوش کاغذ خواندند
تو از درختی و اگر سعی کنی
دوباره درخت خواهی شد
و بدین امید به هر نوشته ای نن داد
و هر چه خواستند برویش نوشتند
و هزاران بار مچاله شد و بازیافت
و کاغذی نو
و هر وقت پرسید اگر از درخت بودم
چرا جدایم کردید؟
تکامل را به رخش کشیدند و سوزاندنش
و برای دیگر کاغذان خواندند:
آنرا که خبر شد خبری باز نیامد!
من هم کاغذم
نوشته شده توسط مجنون طالقانی در ساعت 13:13 | لينك ثابت |


