تبليغاتX
مرا دیوانه خواندند و تو...
کشیده شدن شاخه های درخت

بر پنجره اتاقم

بی طاقت از تازیانه های وحشی باد

پر از تمنا

که نجاتم بده

شکوفه هایم را پرپر کرد

یکسال صبر

یکسال تحمل سرما و سختی

به امید به بار نشستن شکوفه ای

و تنها یکشب

در کمتر از یک ساعت

تمام امیدت را به وزش وحشیانه طوفان

تقدیم میکنی

درخت ها هم غصه میخورند!؟

نوشته شده توسط مجنون طالقانی در ساعت 20:20 | لينك ثابت |