خداحافظ
شروع اولین کلام
چه غربتی!
همیشه نگاه میکردم تا شاید
جرات سلام پیدا کنم
ولی خاک مهلتم را تمام کرد
و این اولین سلام من بود :
خداحافظ
نوشته شده توسط مجنون طالقانی در ساعت 0:35 | لينك ثابت |
حسادت میکنم بر نوازش آزاد باد
در کمند گیسوانت
مگر من اینجا نیستم؟
حسادت میکنم بر لمس آفتاب
بر روی مخمل پوستت
مگر من اینجا نیستم؟
متنفرم از غروب سرخ خورشید
که نگاهت را از من گرفت
و تنها سهم من
عطر خوش حضورت
این را از من دریغ مکن
که به همین راضیم
نوشته شده توسط مجنون طالقانی در ساعت 0:30 | لينك ثابت |


